تبليغاتX
پاستیل نوشابه ای

شب یلدا دلم چای می خواد با شکلات و تخمه آفتاب گردون و یه فیلم طولانی طولانی.

 88/09/30      | 

روز به روز کشمش شکلات ها بیشتر و بیشتر می شود و فندق آن ها کمتر و کمتر.
 88/09/28      | 

ببینم... قبول دارید این وبلاگ مینی‌مال‌ترین وبلاگ جهانه یا باید با مشت و لگد حالیتون کنم؟

 88/09/14      | 

 در این شب های پاییزی تو در کوالالامپور و من در این تهران لعنتی.
 88/08/29      | 

وقتی بهم می گی "عزیز" انگار داری بهم فحش خواهر مادر می دی... یا بگو "عزیزم" یا ترجیحا هیچی نگو.

 88/08/29      | 

گاهی که ماتحتم گشاد می شه خیلی به ایده ی سوسیالیسم و تقسیم سرمایه بین اقشار مختلف فکر می کنم.

 88/08/28      | 

قدیم ها توی خیابون بیشتر پول پیدا می کردم. این روزها مردم انگار جیب هاشون تنگ تر شده.
 88/08/28      |